مدینه را چه می شود که دیگر طاقت عطر یاس ندارد. چه می رود بر اهل زمین، که چشم هایشان یارای دیدن طلعت منوّری که از نسل رسول خوبیهاست را ندارد.
چه می رود بر اهل زمین!
امشب، خداوند اراده فرمود، تا سفیر مهربانیش، به تاوان نا اهلی اهل مدینه و بی وفائیشان به عهدی که در غدیر خم بسته بودند با خدا، رجعت آسمانیش را آغاز کند، و چه بد مردمانی می شوند، آن هنگام که دیگر جانهایشان هنگام شنیدن مناجات فاطمه، سنگین و رخوت آلود تاب نیاورده، از او می خواهند یا شب به دعا برخیزد یا روز را برگزیند!
و این چنین گاه دنیا تمام زشتیهایش را نشان می دهد و آن زمان دنیا پرستانی که حریصانه به آن چنگ زده اند، دین را زیر بار بی دینیشان له می کنند و آنچنان درهّ های سقوط را طی می کنند، که شعله می افروزند، کنار درب خانه ای که معبری است به سمت ماسوا و نمی دانند که خداوند چگونه عذابشان خواهد کرد.